موافقین رژیم دراپوزیسیون ومخالفین آن درحاکمیت


درحالیکه درصفوف اپوزیسیون بسیاری ازافراد بدنبال تحقق سیاستهای رژیم ازطریق لابی با نهادها وشخصیتهای غربی می باشند درایران بسیاری ازاقتدارگرایان به سمت مخالفان گرایش پیدا کرده وعملا سیاستهای داخلی وخارجی رژیم رابه چالش می کشند نگاهی به مجموعه سخنرانی ها ومواضع افرادی چون مطهری، کاتوزیان، افروغ و نوری زادنشان می دهد که نمی توان درخصوص افراد به ظن تعلق آنهابه گروه خاصی درجبهه های سیاسی بسنده کرد وچه بسیارند کسانی که درایران وباتعلق اولیه به اصولگرایان که حرف دل مردم رامی زنند وبالعکس درهمین واشنگتن افرادی هستند که ازیکطرف خود رامخالف نظام نشان می دهند ولی عملا با دادن رهنمود به سیاستمداران آمریکایی نیات وآرزوهای رژیم رابرآورده می کنند.

سیداحمدآوایی عضوکمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی راکه ازسرداران سپاه نیزمی باشد درخصوص انقلاب مردم سوریه ومواضع اشتباه جمهوری اسلامی سخنانی ایراد کرد که موردتوجه برخی محافل داخلی وخارجی قرارگرفته است وی می گوید:

"واقعیت این است که حمایت مطلق ما ازسوریه کاردرستی نبود. چراکه مردمی که دراین کشورعلیه حکومت تظاهرات می‌کردند مردم متدینی بودند وحرکت‌های اعتراضی خود‌جوش بود. ...

وادامه می دهد:

" نقطه اشتراک سوریه با دیگر انقلاب‌های منطقه این بود که آزادی وانتخابات واقعی دراین کشوروجود ندارد واقلیت بر اکثریت حکومت می‌کند."

این دوفرازازسخنان کسی است که هشت سال دردوکشورلبنان وسوریه بعنوان آتشه نظامی خدمت کرده است واین امرخود نشان می دهد که هنوزهستند افرادی درسطوح عالی فرماندهی سپاه که حاضرنیستند برای حفظ نظام وپیروی کورکورانه ازخامنه ای چشم خودرابر کشتارمسلمانان نظیرآنچه درچچن، عراق، افغانستان وسوریه ببندند وکلیشه واراعتراضات مردم این کشورراتوطئه غرب وصیهونیزم بین الملل قلمداد نمایند وی دقیقا برخلاف خامنه ای که به وجوه افتراق بین سوریه ودیگرکشورهای دچاربهارعربی اشاره می کند به وجه اشتراک رژیم سوریه دربرقراری نظامی دیکتاتوروخونریزکه درآن اقلیت براکثریت حکومت می کند (کنایه ای به داخل) تاکید دارد والخ

البته این سرداریک ویژگی دیگرهم دارد وآن حمایت بیدریغ ازدراویش می باشد بطوریکه حوزه انتخابیه وی یعنی دزفول علیرغم اینکه پایگاه تعدادی ازجنایتکارترین مقامات رژیم است ( نظیرغلامحسین الهام، عزت ضرغامی، محمدعلی رامین، برادران مخبردزفولی در شورای انقلاب فرهنگی وستاداجرایی فرمان امام، جوادمحمدی زاده معاون محیط زیست ریاست حمهوری واستاندارمتقلب 180% در آرای مردم وغلامحسین رضوانی معاون هماهنگی راهبردی ومسئول نابودی سازمان برنامه وبودجه و......) ولی وی یک تنه درمقابل امام جمعه وحزب الله ایستاد واجازه تعرض به دراویش ذهبیه رانداد وحتی عوامل عملیاتی حزب الله راکه سابقه تخریب خانقاه دراویش درچندین شهرمرکزی راداشتند باتهدید ازمیانه راه برگرداند امااینکه چرا هنوزافرادی درسطوح عالی سپاه هستند که قابلیت مخالفت با خامنه ای وسران کودتاچی رادرخودمی بینند این به سابقه وتربیت خانوادگی آنهابرمی گردد که بایستی مدنظراپوزیسیون قرارگیرد بعبارتی همانطوریکه باید درصفوف اپوزیسیون نیزاین شناخت بوجود آید که خاستگاه بسیاری ازباصطلاح فعالین شناسایی وبه جامعه معرفی بشود تاخدای ناکرده هرفردی نظیرسردارمدحی نتواند درآن نقوذ کرده شعارآزادی وطن وتشکیل کابینه درتبعیدراسربدهد.

اما درخصوص آوایی واقعیت این است که سید راازقبل ازانقلاب می شناسم دانشجوی رشته عمران که درسال 56 درس ودانشگاه و زندگی نیمه مخفی نیمه علنی رارهاکرده باپاسپورت جعلی که درپاکستان توسط برادرعبدالله برای وی تهیه شده بود برای آموزشهای چریکی وحمایت ازمردم فلسطین عازم لبنان شد وی درآنجا ازرفتارمتکبرانه نیروهای الفتح بامردم دراردوگاهها ونیزسوء استفاده برخی ازکادرهای آن سازمان دل خونی پیداکرده بود بهمین دلیل روبه سوی سازمان امل اورده رفیق یاروغاردکترمصطفی چمران گردید بطوریکه به جرئت می توانم بگویم علیرغم تعلق سازمانی چمران به نهضت آزادی ایران احمد آوایی تنهافردی بود که مورداعتماد کامل چمران بود وهروقت چمران اوقات فراغتی درایام جنگ پیدامی کرد می توانستیدوی رادرنزد آوایی درگلف اهوازپیداکنید.

قبل ازانقلاب درچندروزی که مهمان دوستان مابود باتوجه به سابقه حبس سه ساله اش دراهوازیعنی ازسال 53-50 ساواک ردش را گرفته بود ولی وقتی که 14 مامورساواک ومسلح به مسلسل یوزی ساواک به خانه دانشجویی مان درمنطقه خوش وسلسبیل تهران ریختند باخوش شانسی اودرراه شیرازوعازم مرزپاکستان بود جالب اینکه یکی ازماموران ساواک نیزسعی کرده بود باگذاشتن اسلحه کمری خود درانباری پشت آشپزخانه مان به دوست مایکدستی بزند وازوی اعتراف بگیرد که آوایی آنجا بوده وفراموش کرده است اسلحه اش راهمراه ببرد که خوشبختانه رفیق ما اغفال نشده بود البته سید احمد این روحیه را هم داشت که فراموش کرده اسلحه اش راجابگذارد!! خلاصه آن جریان به خیرگذشت وساواک هم نتوانست دلیلی برفعالیت درآن خانه پیداکند وتنهاعکس چه گوارا نیزفورا باچسباندن یکی ازعکس های گوگوش روی آن ازدیدماموران پنهان ماند.

القصه، پس ازپیروزی انقلاب نیزفورا عازم ایران شده وکارآموزش نظامی مارابراساس دانسته های خود ازمربیان فلسطینی آغازکرد آموزشی که بعدها باورود مربی خود وی درفلسطین یعنی ابووفاء به ایران تکمیل شد . باآغازجنگ ابتداء مسئول آموزش وسپس رییس ستاد منطقه 8 سپاه شد که استانهای خوزستان ولرستان رادربرمی گرفت ودرزمان محاصره آبادان ازتنهاراه باقی مانده به سمت ماهشهرامکان گذراندن چندروزی رادرآن شهربرای من وهمسرم بعنوان ماه عسل فراهم آورد!! درهمان زمان علی شمخانی که وی نیزهنوزرگه های جوانمردی دروجودش یافت می شود فرمانده سپاه منطقه بود.

پس ازچندی نیزبااستقرارسپاه درلبنان وسوریه سیداحمد که بزبان عربی تسلط داشت وابسته نظامی ایران درلبنان وسپس سوریه گردید وجمعامدت 8 سال رادرآن دوکشورالبته طی دودوره متفاوت سپری کرد وی پس ازبازگشت به ایران مسئولیت جانشینی ریاست بنیاد تعاون سپاه رابعهده داشت که درآن زمان هنوزآن بنیاد وارد مفاسد کلان اقتصادی نگردیده بود وبشتربه یک سازمان رفاه شبیه بود تا بنیادی که چپاول سرمایه های ملی رامدنظرداشته باشد درسال 82 درانتخابات دوره هفتم مجلس بعنوان یکی از200 نماینده موردوثوق حاکمیت واصولگرایان واردمجلس شد ولی پس ازمدتی بدلیل موضع گیرهایش مغضوب جناح اقتدارگرا قرارگرفته بطوریکه دردوره بعد بزحمت توانست با جذب آرای برخی ازاصلاح طلبان ونیزاستفاده ازشکاف اساسی بین دوکاندید اقتدارگرایان به دوره بعد مجلس یعنی دوره هشتم راه پیدانماید.


Comments