روشنفکران ایرانی، دموکراسی، حقوق بشر وداستان حمله به ایران


مصطفی تاج زاده عضوکمیته مرکزی هردو حزب وسازمان محوری جریان اصلاح طلب داخل کشور( حزب مشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) پس ازگاف بزرگش در" بی نظیرخواندن انتخابات دومین دورانتخابات شورای شهرتهران طی یکصدسال اخیر" باردیگر درمطلبی که دررسانه های مجازی منتشرشده است گفته است "تنها راه نجات کشورولایت فقیه است بعلاوه حقوق شهروندی" ودرادامه توضیح داده است که "حقوق بشر بدون ولایت فقیه نیز با توجه به قانون اساسی کنونی ساختارشکن است ومی‌تواندهزینه زیادی به میهن ومردم تحمیل کند. منتقدان باید احترام ولایت فقیه راحفظ کنند وولی فقیه نیزپاسدارحقوق وآزادی‌های مردم باشد" والباقی

همزمان با آن نشریه کریستین ساینس مونیتورطی مطلبی می نویسد که " درایران اصلاح طلبان(حکومتی)، انقلاب واقعی راخفه کرده اند" وبرای اثبات نظریه خود توضیح داده است که " علت شکست جنبش سبز، نه توانایی رژیم درسرکوب، بلکه ماهیت اصلاح طلبی ورهبران اصلاح طلب بودند که مانع شدند که جبش درسیرطبیعی خود، ازشعار" رای من کو"، به شعار"مرگ براصل ولایت فقیه" و"استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" ارتقاء پیداکرده واین تحول عمومیت پیدا کند"


محمدنوری زاد شریک سابق حسین شریعتمداری درکیهان (که اکنون ازهمدستی باکودتاچیان ظاهرا توبه کرده واصلاح طلبان ازوی با عناوینی چون "حرریاحی" لشکرامام حسین و "خالدبن ولید" لشکراسلام نام می برند) نیزروزی نیست که با نوشتن نامه ای بی جواب درصدد پاک کردن گذشته نکبت بارخود برنیاید ودراین راه ازامثال تاج زاده نیزجلوترزده است ولی ازآنجاییکه دراصلاح طلبی حکومتی همیشه "دم خروس اززیرعبا" پیداست درهمین نهمین نامه خود که لابد تحت عنوان "نصیحه الائمه المسلیمن" توجیه می گردد بیش ازده باربطورمتفرعنانه ای ازصفت " شجاعت" برای خامنه ای استفاده کرده است وجالب اینکه حتی یک نفرهم درمیان فعالین سیاسی یا اصلاح طلب بوی ایرادای واردنکرد که باتوجه به " بزدلی ذاتی خامنه ای" چراصفت شجاعت راآلوده می کند وجالب اینکه عمده رسانه های مخالف نیزبخش های دیگری ازنامه وی راخطاب به خامنه ای سوتیترخودقراردادند.


برای اطمینان ازصحت مطلب به برخی عبارت وی بنگرید تا ببینید برخی ازاین باصطلاح فعالین سیاسی چه موجوداتی هستند توگویی اصلا خامنه ای آن جنایتکاری نیست که 20 سال است خون مردم رادرشیشه کرده وازهرانگشتش یک هنرازقبیل دوروغ وفریبکاری، دزدیدن آرای مردم، کشتاربیگناهان، غارت وچپاول بی سابقه ، شکنجه وحبس وتجاوز، صدورتروریزم ، تلاش جهت دستیابی به بمب اتمی، ریاکاری درداستان فلسطین ودیگرکشورهای منطقه و....می بارد وافرادی ازاین دست نظیرمحمد نوری زاد که تازه بهترینشان است وامثال خاتمی وکروبی وموسوی پس ازدستگیری وی ازهیچ حمایتی ازایشان و خانواده اش دریغ نکرده اند دروصف خامنه ای می کوید:

" نامه ی نهم مرادراین ثانیه های بی بازگشت، آینه ای تصورکنید که قراراست تصویرصادقانه ای ازجمال جمیل شما را بازبتاباند."

ودرجایی دیگرادعامی کند: " من شخصاً ازمیان همه ی صفاتِ خوب شما، شجاعتِ شما رابیشترمی ستودم." وبازمی گوید:

"چه بگویم که شما با همان شجاعتِ مثل زدنی، و درسالهای سهمناکِ کهنسالیِ خود......" و یادرخاتمه اضافه می کند " رهبرگرامی، من این روزها سخت دلتنگ آن شجاعت کم نظیرِشمایم."


درجایی دیگرتعدادی ازروشنفکران وفعالان سیاسی به بهانه امکان تکرارسناریوی لیبی برای ایران وبا فراموش کردن خواسته های قبلی مردم خود وملتهای منطقه که نمونه های دیگرآن لیبی وسوریه است فیلشان یاد هندوستان کرده وبرای ازبین رفتن وطن (بخوانید نظام ورهبری قرون وسطایی اش) مرثیه سرایی می کنند ومعلوم نیست با این همه چراغ سبزی که دولت آمریکا(واخیرا خانم کلینتون) به کودتاچیان حاکم برایران داده است چه ادله ای برای دشمنی آمریکاباایران آنهم تامرزتهاجم گسترده نظیرعراق وافغانستان ویاحداقل لیبی وازبین رفتن کشوردارند؟!


اینرا حتی یک شاگرد مدرسه ای هم می داند که هیچ ایرانی وطن پرستی آرزوی حمله گسترده به کشورش راباهدف کشتارهزاران تن و تخریب زیرساختهای کشورش نمی کند همانطوریکه همه ایرانیان وطن پرست آرزو می کنند دستی ازغیب برآمده رهبران وکارگزاران نابکاراصلی حاکم ونهادهای سرکوبگرراکه کشوررابه 400 سال قبل برده اند به درک واصل نماید اما اینکه این عزیزان باسرفروبردن دربرف بخواهند با یک نامه کلیشه ای آنهم باروش "یکی به نعل، یکی به میخ" رسالت خودرا تمام شده تلقی نمایند خیال عبثی است.


روشنفکروفعال سیاسی است کسی است که ازمردم خود جلوتروآوانگارد باشد ونه عقب تر، البته هیچکس ازیک روشنفکر(آنهم ازنوع ایرانی آن) که باید منتقد وضعیت موجود ودولت متبوع خودباشد انتظارندارد که طرف تحلیلگرنظامی یا اقتصادی باشد وتفاوت "جنگ محدود وگسترده" یا "بمب های هوشمند با بمباردمان هوشمند" وامثالهم رابداند ولی درزمینه سیاسی یا اجتماعی این انتظاردرحداقل میزان ازآنها می رود.


وقتی این همرزمان عزیزدرنامه سرگشاده خود دریک مغلطه آشکاربااشاره به وضعیت افغانستان وعراق ادعاکرده اند که "دموکراسی را موشکهای هدایت شونده یاهواپیماهای بمب افکن به ارمغان نمی آورد" یکی باید به پرسد آیا وضعیت آزادی، استقلال واجرای قوانین دراین کشورها اکنون اززمان صدام وطالبان وخامنه ای بهترشده یابدترخواهدشد؟ حداقل درعراق وافغانستان تحت اشغال بیگانگان دولتی برای تقلب درانتخابات 150 نفرازهمطنان خودرابه گلوله نبسته وهزاران فرهیخته کشوراروانه سیاه چالهانمی کند نگاهی به سرنوشته رژیم های فاشیستی ایتالیا؛ آلمان وژاپن درجریان جنگ دوم جهانی بکنید آیا موشکهای هدایت شونده، بمب های اتمی این کشورهارا دموکرات نکرده وآنهارابه قطبهای اقتصادی آسیا واروپا تبدیل نکرده است؟ ضمن آنکه بدلیل پیشرفت حق بشروتکنولوژی اطلاعاتی در قرن بیست ویکم دیگرامکانی برای استفاده ازسلاحهای کشتارجمعی یا سایرمواردمشابه وجود ندارد. دودهه قبل رژیم حافظ اسد می توانست 35هزارتن ازمردم حماء راطی یک هفته قتل عام کرده برگورهای دستجمعی آنان پارک ومحوطه بازی بسازد امروزبا کشتن 3 هزارتن طی 8 ماه توسط ملت خود باپشتیبانی جامعه حهانی درمعرض سقوط یا براندازی ازطریق دخالت بشردوستانه قرارمی گیرد و ایضاء تمام رژیم های دیکتاتوری منطقه که برخلاف رای ونظرمردمشان حکومت می رانند. چراشعری می بافید که بعدا درقافیه اش بمانید.


درثانی چه کسی ادعاکرده است که مثلا اسرائیل یا آمریکا قصد اشغال یا حمله گسترده به ایران بانیت تخریب زیرساختها یاکشتارهزاران تن ازمردم رادارند آنهاکه برفرض بظاهرمحال فعلی حداکثراهداف خودرازدن مراکزحساس اتمی ایران ذکرکرده اند تاسیساتی که توسط سیستم موشکهای پدافند بسیارقوی اهدایی سه کشورآمریکا وروسیه وچین حفاظت شده بجزتقبیت رژیم هیچ خاصیتی برای مردم ایران ندارد. چرابراساس فرضی غلط عملا هم دادستان شده اید وهم قاضی وهم وکیل مدافع، خود اتهام می زنید وهم لایحه دفاعی می نویسید وهم حکم صادرمی کنید!!


علی افشاری دریک مقاله درروزآنلاین تحت عنوان "تحولات لیبی ودخالت بشردوستانه" وجوه مختلف تعامل جامعه بین الملل رابا بحث فوق وباهدف حفاظت غیرنظامیان درمقابل یورش رژیم ها ودفاع ازمقاومت مردم خواهان تغییرموردتجزیه وتحلیل قرارمی دهد (بدون کوچکترین اشاره یا قیاسی بین ایران ولیبی) ولی بدلیل همین فضاسازیهای کاذب وکلیشه ای دو روزبعد مجددا مجبورمی شود بانوشتن مقاله دیگری تحت عنوان "لیبیایی شدن ایران درسه اپیزود" تلویحااستدلال نماید که بدلیل عدم فراهم بودن حداقل مولفه های موردنیازدر کشوروتفاوت ایران بالیبی منظوروی حمایت ازدخالت ولشکرکشی به ایران نبوده است. امری که امثال افشاریها راواداربه ارائه چنین مطالبی می کند نوشته هایی ازاین دست است که می گوید:


" تحولات مهم ودوران‌ساز موسوم به بهارعرب، بويژه سرانجام عبرت آموزديکتاتورليبی (بخوانید وصدام، طالبان و.....)ونظام تبعيض محوراو که با مداخله ی مستقيم وعملیات نظامی ناتومحقق گشت، اينک کسانی را بدين طمع انداخته است تا رهايی ايران ازدست نظام ستمگرفقيه سالاررا دراجرای سناریويی مشابه بجويند. چنين سخنان واقدامات نامسئولانه‌ای خطرعظيمی رامتوجه ملت ومملکت ايران می سازد، ومايه نگرانی ماست."


ویا درجایی دیگرگفته شده است:


" ما امضاکنندگان اين نامه نگرانيم که مبادا تشبث به مقولاتی همچون دخالت بشردوستانه وحمايت ازدموکراسی، دستمايه ی اقدامات ضد ايرانی وجنايتهای غيرانسانی قرارگيرد. مبادا مفاهيم والا وآرمانی مانند دموکراسی،کمکهای بشردوستانه وحقوق بشرنقاب قدرت پرستی و منفعت جويی عدّه ای قرارگيرد تا بازبه ايران وايرانی لطمه وارد سازند وکشوررا به تباهی بيشتر بکشانند."


چندی قبل خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا دردومصاحبه جداگانه با بی بی سی وصدای آمریکا وبا شفافیت کامل اذعان داشت که عدم حمایت دولت آمریکا ازجنبش مردم ایران ناشی ازمذاکرات ورایزنی هایی بوده است که برخی افرادبه دولت آمریکا داده اند این افراد چه کسانی بوده اند؟ واین اشتباه فاحش خود رادرکدام محکمه بایدپاسخگوباشند؟


نوری المالکی دوبارکمپ اشرف وابسته به مجاهدین فاقد سلاح وتحت پوشش کنوانسیون ژنو راموردحمله قرارداده و50 تن ازجوانان ایرانی اعم ازدختروپسرابه قتل رسانده است برخی ازآنان کسانی بودند که پدرانشان نیزدرمصاف با رژیم خونخواراسلامی دردهه به شهادت رسیده بودند. مهمترین استدلال نخست وزیرعراق برای توجیه جنایات خود برعلیه این پناهندگان قرارداشتن آنها درلیست سیاه وزارت خارجه آمریکا طی 15 سال اخیربود ولی نه تنهاهیچ فعال سیاسی یا حقوق بشری به جد ازحقوق اولیه این پناهندگان دفاع نکرد بلکه حتی تعدادی ازهمین فعالین باصطلاح سیاسی ومدافعان حقوق بشر طی نامه ای به وزارت خارجه آمریکاخواستارابقای سازمان مجاهدین درلیست سیاه آن دولت شدند تامجوزی برای قتل عام دیگری نظیر1367 رابه ملایان حاکم برتهران بدهند.


هدف نگارنده ازذکرمصادیق که قطعاخاطربرخی ازدوستان راآزرده می کند اینست که بگویم همرزمان عزیزعلیرغم قرارداشتن شمادر جبهه بظاهرمخالف دیکتاتوری وبعضا امپریالیزم متاسفانه شماهم جزیی ازاین سیستم شده اید، شمانیزبه استانداردهای دوگانه مبتلا گردیده اید، ازیکطرف دم ازوطن پرستی ومبارزه بابیگانه می زنید ولی مبارزینی راکه تا بن داندانشان ضدرژیم بوده ودرلیست سیاه امپریالیزم قراردارند پشتیبانی نمی کنید وبالعکس یکباره فردی چون نوری زاد وتاج زاده رابرسرخودمی نشانید که هنوزهم می گویند " تنها راه نجات کشورولایت فقیه است" یا چهره جنایتکارانه خامنه ای را "جمال جمیل" ووی دارای "همه صفات خوب" وبالاخص از" شجاعت کم نظیرومثل زدنی" وی دادسخن بگویند.


به اعتقاد این حقیرتازمانیکه چنین مخالفین واپوزیسیونی برای این رژیم وجود دارد این رژیم اصلا نیازی به طرفدارندارد ودلیلی نیزبرای سرنگونی آن مگرازسوی مردم کوچه وبازار(آنهم بدون سازمان ورهبری واستراتژی وتاکتیک) وجودندارد وبی جهت نیست که حتی وزارت خارجه وصدای آمریکا بطوریکجانبه بدنبال ایجاد سفارتخانه ودفتردرایران می افتند وخط وربط های سیاسی آنان ازکانال روزنامه کیهان ولابی رژیم درواشنگتن می رسد تازمانیکه جامعه روشنفکری ایران تکلیف خودش راباخودش روشن نکند نمی تواند برای دیگران تکلیف صادرکند سوزنی به خودبزنیم وجوالدوزی به دیگران واینکه نتیجتا باتداوم روند فعلی تنها می توان گفت "ازماست که برماست"

Comments