ناگفته هایی از "چای احمد" که برخی باید بدانند


این دزفول هم شهرعجیبی است بامردمی خونگرم ونخبگانی که یا ازتوی آنها جانورانی چون غلامحسین الهام، ضرغامی، مخبردزفولی، محمدعلی رامین ونظیرآنها بیرون می آید ویا ازسوی دیگردلیرمردانی چون شکرالله پاک نژاد چه گوارای ایران، حاج احمدافشار، دکتررئوفی، چله مال ودزفولی سه تن ازدانشمندان ارشد سازمان فضایی ناسا و هنرمندی چون سیاوش قمیشی، آغاسی ، مرحوم قیصرامین پور، ابوتراب جلی ، ستاردلدارودیگران .(برای دیدن لیست برخی ازاین افراد که البته ناقص است به "اینجا" مراجعه کنید)

اماداستان من درخصوص چای احمد به دوران کودکی ام برمی گردد وشش سال درس خواندن درمقطع ابتدایی دردبستان افشاریعنی مدرسه ای که ازموقوفات حاج احمدافشاروبرادرش حاج علی محمد محسوب می شد درآن زمان آثاراقدامات بشردوستانه این خانواده درجای جای شهرمحروم مابه چشم می خورد تنها بیمارستان شهر باتجهیزات کامل وفضای سبزعالی بنام افشاربود و...

درخصوص تجارت این خانواده که برواردات چای ازسری لانکا وهندوستان وسپس بسته بندی وفروش آن درجهان با مدیریت حاج احمد ازانگلیس ولندن استواربود وفعالیتهای خیریه نیازی به توضیح نیست ومخاطبین محترم می توانند به مقاله فرید انصاری در "اینجا" مراجعه نمایند و اگرخیلی میل به نوشیدن یک چای اصل احمد تی درکنارصبحانه انگلیسی هستید به "اینجا" بروید میهمان ما. زیرامی خواهم زود به اصل مطلب برسم

این خانواده ازپیروان صادق دراویش وصوفیان ذهبیه بوده که تاپیروزی انقلاب اسلامی بدون کوچکترین دردسری هیچ کاری جزلطف ومهربانی نسبت به همنوع وهمشهریان خود نداشتند. درهرکارخیری فقط وفقط ازآنها سبقت درکارهای عام المنفعه می دیدی، نه کسی به خاطرکمکهای آنها درویش وپیرو فرقه ذهبیه شد ونه آنها بدنبال جذب کسی برای مرام خودبودند شیخ آنها دکترگنجویان نیزدرانگلیس بود ودرحال ساخت یکی ازبزرگترین ومجهزترین بیمارستان های کشوردرناحیه روبه توسعه دزفول بنام بیمارستان دکترگنجویان. بماند که ساخت این بیمارستان بدلیل شرایط جنگی، عدم تامین ارزموردنیاز، کارشکنی دولتی ها، گیرکردن برخی تجهیزات آن درگمرک که ازخارج خریداری وبعضا درمعرض مصادره قرارمی گرفت و...با چه مشقتی تمام شد.

گذشت تا رسیدیم به دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد وشروع سرکوب اقشارمختلف جامعه که ازسوی حاکمیت هریک راتهدیدی برای خود می دید ازجمله دراویش وصوفیان بخت برگشته ایران که بی پناه ترین انساتهای روی کرده زمین محسوب می شدند والبته حکومت نیزحق داشت زیرا رهبران رژیم می خواستند تنها کانال انحصاری ارتباط با خدا ازطریق ولایت فقیه دراختیارآنان باشد

پس ازتخریب خانقاه های دراویش گنابادی درشهرهای قم، اصفهان، بروجرد وچندجای دیگروضرب وشتم وغارت اموال ومحکومیت های سنگین برای برخی ازآنان و وکلای دلاورشان گذرحزب الله به خانقاه دراویش فرقه ذهبیه دزفول وبیمارستان شیک دکترگنجویان افتاد ودیگرخود چنانکه افتد ودانی

امام جمعه گی شهرکه درپی فوت علماء وخانه نشینی بزرگان به دست یکی ازرجاله های جوان تربیت شده درمکتب مجتبی خامنه ای درقم بنام سیدمحمدعلی قاضی بدلیل برخورداری ازنسبت فامیلی با آیت الله مبارزسیدمجدالدین قاضی افتاده بود دریک چشم بهم زدن دراویش وشیوخ آنها رابدلیل استقرارحاج احمدافشارودکترگنجویان تبدیل به لژفراماسونری نموده مصادره اموال آنان رانه تنها حلال بلکه مستحب شرعی اعلام کرد وخیزی که تحت عنوان تبدیل نام بیمارستان ازدکترگنجویان به عنوان "امام علی" برداشت اما ازبخت بد کلنگ وی به زمین سخت نماینده شهردزفول سردارسپاه سیداحمدآوایی خورد که بدلیل وابستگی پدرش به فرقه فوق ونیزنفوذ سیاسی خود وبرادرش سیدعلی آوایی ( رییس دادگستری استان تهران) تیغه آن به آسانی فرورفتنی نبود واردو واردوکشی درشهر"دارالمومنین" آغازشد

(ازاین جهت به این شهردارالمومنین گفته می شود که دزفول موطن مرجع بزرگ جهان تشییع شیخ مرتضی انصاری می باشد وطلاب درس خارج فقه واصول تنها ازطریق تسلط به چهارکتاب اصلی شیخ بزرگ می توانند به عالم متجزی یا درجه اجتهاد ومقام آیت اللهی برسند بهمین دلیل نیزبه شیخ مرتضی انصاری خاتم الفقهاء والمجتهدین نیزگفته می شود یعنی که پس ازوی هیچکس درعالم تشیع ازنظرعلم وتقوی جانشین وی نخواهدشد. وی حدود 150 سال قبل رساله ای درحقوق بشردارد که ازسوی حکومت ممنوع الانتشارگردیده است وتمام علمای مبارزمشروطه ازمیرزای شیرازی گرفته تا آخوند خراسانی و...همگی شاگردان وی بوده اند. برای آگاهی بیشتربه دائره المعارف ویکی پدیا در "اینجا" مراجعه کنید)

سید احمدآوایی که ازسابقه ای غنی بدلیل حضورش درفلسطین وبعدهم جبهه های جنگ وخدمت درسفارتخانه های ایران درلبنان وسوریه بعنوان وابسته نظامی تا قائم مقام بنیادتعاون برخورداربوده وبدلیل پاکدستی از اصولگرایان واقعی نظیرعلی مطهری محسوب می شد بشدت درمقابل این اقدامات ایستادگی می کرد بطوریکه دردور دوم انتخابات مجلس اگرنبود حمایت متحد عمده اصلاح طلبان واصولگرایان معتدل کرسی مجلس را بخاطردفاع ازدراویش ودورکردن دست گروه فشارحزب الله ازفضای عمومی شهرازدست داده بود (برای آگاهی بیشتربه "اینجا" مراجعه کنید)

علی ایحالا با فوت حاج احمدافشاربزرگ طایفه داستان جایگزینی ایشان آغازگردیده است وباردیگردست نشاندگان رژیم حمله به این قوم مظلوم راآغازکرده اند ودرحالیکه هنوزکفن حاج احمدخشک نشده است درصدد اخلال درمراسم وگردهمایی پیروان این فرقه درآمده اند تاباردیگربا درگیری موجبات دستگیری وحبس این صوفیان رافراهم آورند نگاهی به نمونه توهین های آشکاری که به حاج احمدافشارو دیگر شیوخ وپیروان ان درجریان برپایی مراسم ختم وی می شود مشت نمونه خروار رژیمی است که درمافی ضمیرخود هرجنبده ای رادشمن خودتلقی می کند.

Comments