ولی فقیه درآیینه زمان، نحوه تصویب اصل 5 قانون اساسی

درزیرمطلبی جالب رادرخصوص نحوه تصویب اصل ولایت فقیه درقانون اساسی خواهیدخواندولی جالبترازآن اینکه مهمترین حامیان اصل ولایت فقیه اولین قربانیان آن بودند مرحوم آیت الله منتظری که خودتبیین کننده آن بود ونیزفرزندان آیت الله بهشتی که پدرشان مهمترین حامی اصل فوق بودهمگی توسط ولی فقیه به قدرت رسیده به حبس وسلب موقعیت درجمهوری اسلامی محکوم گردیدند واین است دست فلک وچرخ روزگار


برگزیده ای ازبحث مربوط به نحوه تصویب اصل ولایت فقیه درمجلس


نائب رئیس (بهشتی) : با توجه به بحث های گسترده ای که در گروه ها و در جلسه ی مشترک گروه ها درباره ی اصل پنج شده ، نظر بر اینست که بتوانیم این اصل را با اظهار نظر یک موافق و یک مخالف به رای بگذاریم . برای اینکه بحث مان به درازا نکشد ، اولین نفری که بعنوان مخالف میخواهد صحبت کند ، نوبت برای صحبت بگیرد تا یک نفر هم بعنوان موافق از گروه یک یا اگر مناسب بود از گروههای دیگر ، بیاید دفاع کند . آقای مراغه ای شما بعنوان مخالف ثبت نام کرده اید ؟
مقدم مراغه ای : بله ، من بعنوان مخالف می خواهم صحبت کنم .
نائب رئیس : بفرمائید .
مقدم مراغه ای : بنام خدا . ما آذربایجانی ها یک ضرب المثلی داریم که وقتی به ترکی می گوییم خیلی دلنشین است ٰ ولی نمی دانم وقتی ترجمه می شود چقدر اثر دارد . میگوئیم دوست آن است که وقتی پیش آمدی می شود بگوید « گفته بودم » اما دشمن می گوید « میخواستم بگویم » حالا اگر من هم مطلبی را عرض می کنم بعنوان یک دوست و یک همسنگر و بعنوان کسی که در این مبارزه شرکت داشته است ، عرایضی را می گویم . امروز با احساس مسئولیت در مقابل تاریخ ، مطلبی را که بالاخره باید کسی در این مجلس عنوان می کرد بعرض می رسانم .
در این مجلس به قرآن مجید سوگند یاد کرده ام که طبق آنچه وظیفه ی نمایندگی ایجاب می کند ، عمل کنم . به انقلاب اسلامی ایران علاقه دارم ، رهبری امام را پذیرفته ام ، به روحانیت ارج می گذارم و آمادگی شهادت دارم و در هدف هیچگونه اختلافی نیست ، ولی در عمل نظراتی دارم که عرضمی کنم .
مطالبی که می گویم ، برای امروز نیست ، برای فرداهاست قانون اساسی برای یک نسل تنظیم نمی شود ، باید دارای ابعاد زمانی و مکانی باشد ، باید پیش بینی آینده و نسل های جدید را بکند . اگر امروز اسلام به این درجه از قدرت و نفوذ رسیده است که مردمی بی سلاح توانسته اند رژیم پلیسی و نظامی آنچنانی را سرنگون کنند ، برای آن است که اسلام ازلی و ابدی و متحرک است .
آنها که در متن مبارزات برعلیه رژیم بودند میدانند که وقتی مخالفت ها با رژیم گذشته آغاز شد ، در همان زمانی که جنگ های چریکی درگرفت و روشنفکرها و دانشگاهی ها درگیر مبارزه شدند ، مردمان آگاه چشم به روحانیت دوخته بودند و می دانستند تنها عاملی که می تواند آن قدرت شیطانی را منکوب کند ، ایمان دینی و نفوذ روحانیت است . به همین جهت بود که همه ی گروهها رهبری امام خمینی را پذیرفتند و امام با اتکا به نیروی معنوی اسلامی ، پیروزی ملت را تامین نمود و همه ی جهان متوجه نیروی عظیم اسلام و قدرت ایمان مردم مسلمان ایران شدند و فصل جدیدی در مبارزات ملی مردمی باز شد .
مردم ایران با اتکا به ایمان و معتقدات اسلامی خود ، یکپارچه رهبری امام خمینی را پذیرفته اند . امام خمینی برای احراز رهبری ، استناد به قانون اساسی نکرده است و هنوز هم نفوذ و قدرتی که امام منبعث از قانون اساسی مدون نیست ، بلکه سرچشمه ی نیروی رهبری امام ، اسلام است که به ذات دارای نیرو است .
این مطلب را بعنوان مقدمه عرض کردم تا برسم به مطلبی که درقانون اساسی جدیدعنوان شده است ومی گویند که اسلام رابایدمستحکم کرد . درکمال خضوع عرض می کنم آقایان، سعی کنید قانون اساسی رامبانی اسلام تحکیم کند . اسلام با قدرتی که دارد و آیات آنرا درانقلاب اخیردیده ایم ، نیازی به قانون اساسی ندارد . اکثریت ملت ایران مسلمان اند ، با اتکا به اسلام قیام کرده ایم و از طریق همه پرسی ملت به جمهوری اسلامی رای داده است .
جمهوری اسلامی ازدوکلمه ی اسلام وجمهوری تشکیل می شود که اسلام محتوا است وجمهوری قالب آن . ما اگراصول دین اسلام رادر قانون اساسی بیاوریم ، خدمتی نکرده ایم . چون اصل اسلام پشتوانه های مستحکم تری ازقانون اساسی دارند ونباید کاری کنیم که نیروی اسلام راکه اکنون دراوج است وامید دردلها بوجود آورده است ، بصورت قوانینی که ممکن است هرروزتغییرکند درآوریم . به این جهت است که بنده معتقدم اسلام راباپشتوانه ی هزاروچهارصد ساله اش که هنوزچنین جوان است ، درمافوق قانون قراردهیم …
قانون اساسی پیشنهادی توسط عده ای ازافراد اسلام شناس ومورد اعتماد تهیه شده وتا آنجایی که بنده اطلاع دارم ، این قانون به تصویب شورای انقلاب ومراجع تقلید ورهبرانقلاب رسیده است . رادیو تلویزیون ووسائل ارتباط جمعی ، مردم رابا آن آشنا کرده اند وباتوضیحاتی که به مردم داده ایم ، مردم ماراانتخاب کرده اند . بررسی نهایی قانون اساسی به ماواگذار شده است وشش هفته وقت تعیین کرده ایم که این قانون را اصلاح وتصویب کنیم . حالابه جای اصل سوم با اصل پنج جدید روبروهستیم که من داخل ماهیت آن نمی شوم . به هرحال اصل سوم قانون پیشنهادی با اصل پنجم اخیرمعارض هستند .
اوضاع نسبت به چند ماه پیش تغییرکرده است ، شرایط استثنایی درمملکت وجود دارد ، مطبوعات درشرایط خاص واستثنایی قرار دارند . گروه های سیاسی که درمبارزه شرکت داشتند درگیرپاره ای مسائل هستند که طرح آن دراینجاضرورتی ندارد . درچنین شرایطی تغییرناگهانی اصل سوم که درهرحال ملت ازآن آگاه وبرآن تائید داشته است ، بصورت فعلی درمجلس خبرگان درشان مجلس نیست . البته اگرمابعنوان نمایندگان مجلس موسسان تعیین شده بودیم ووقت وفرصت داشتیم که مثلایک سال بنشینیم وباجمع آوری وکسب نظرعمومی ، طرح جدیدی تهیه کنیم ، آن مطلب دیگری بود وهنوزهم دیرنشده است . باید این مطلب راصریحابه ملت اعلام کنیم وتشکیل جلسات خصوصی هم ضرورت ندارد . درجلسات عمومی بحث کنیم وببینیم آیا ولایت فقیه که ازنظراصل مورد قبول است ، چطورباید تنظیم شود؟وقتی می گویم دراصل ، منظوراین است که اسلام باید حاکم باشد، ولی نباید اسلام را یک طبقه ی خاص درانحصارخودبگیرد . آن وقت ممکن است اسلام ابزاری شود دردست قدرت طلبان واین تصورحاصل شود که مبارزه ای راهمه ی ملت شروع کرده است ، اما پس ازپیروزی عده ای می خواهند همرزمان خود راکناربگذارند .
دراینجا لازم به یادآوری است که ما قانون برای امروزوضع نمی کنیم . بنده امروزبادوستان صحبت می کردم که اصلی تهیه شود که امام خمینی برای مدت معینی ویامادام العمربعنوان رهبرقانونی مملکت حکومت نمایند ، ولی دراین هزاروچهارصد سال ، امام خمینی استثنا است . امام باهمه ی قدرتی که دارد ساده زندگی می کند ، ساده صحبت می کند ، ساده مردم رامی پذیرد . ازکجامی توانیم امیدوارشویم که درآینده نیزرهبری اینچنین داشته باشیم ؟ بعضی ازآقایان می گویند رهبرانتخابی باشد، اگر انتخابی باشد می شود رئیس جمهور، باشرایطی که برای رئیس جمهورتصویب می کنیم ریاست جمهوردرانحصارطبقه ی خاصی نیست یک روحانی هم مثل یک سیاستمدارمسلمان میتواند ریاست جمهوری را احرازکند . ما اگربخواهیم با استفاده ازنیروی اسلام ، حکومت را در اختیار یک طبقه ی خاص قرار دهیم ، برای جامعه قابل قبول نخواهد بود …
اجازه بدهبد سخن خودراباچندجمله ازآخرین خطبه ی مجاهد بزرگ آیت الله طالقانی پایان دهم .
« هدف پیامبرآزاد کردن مردم بود . آزاد کردن ازتحمیلات طبقاتی ، آزاد کردن ازاندیشه های شرکی که تحمیل شده ، آزاد کردن از احکام وقوانینی که بسود یک گروه ویک طبقه به دیگران تحمیل شده ، این رسالت پیامبرشمابود ، ماهم باید دنبال این رسالت باشیم . این شهدای ماهم دنبال این رسالت بودند ، درمقابل فرهنگ تحمیلی ، دربرابرقوانین تحمیلی ، دربرابرمحدودیت های پلیسی که گاهی به اسم دین برمردم تحمیلی می شد که ازهمه خطرناکتربود ،این خطرناکترین تحمیلات است . یعنی آنچه ازجانب خدا نیست ، ازجانب حق نیست ، آنهارابه اسم خدا به دست وپای مردم ببندند ومردم را ازحرکت حیاتی بازدارند ، حق اعتراض وانتقاد به کسی ندهند ، حق فعالیت آزاد به مردم ؛ مسلمانان ومردم آزاده ی دنیا ندهند . »
———————————————————————————————–
همانطورکه خواندید، نطق رحمت الله مقدم مراغه ای
درجلسه ی بعد ازظهربیست ویک شهریور1358، اولین وآخرین موضع مخالف علنی درروند تصویب اصل پنجم قانون اساسی به شمارمی رود. این جلسه ازجهاتی دارای اهمیت است .نخست آنکه اولین جلسه ی مجلس خبرگان قانون اساسی است که پس از درگذشت آیت الله طالقانی برگزارمی شود . دوم آنکه برخلاف تصورات بسیارانی ، آیت الله منتظری تنهادردقایقی ازاین جلسه ریاست مجلس رابرعهده دارد وبه هنگام رای گیری برسراین اصل، منتظری درجلسه حضورندارد واداره ی جلسه برعهده ی آیت الله بهشتی است . بهشتی شاید بیشترین نقش رادرتهیه وتصویب این اصل داشته باشد، تا بدانجایی که بطورعلنی، بازیرپاگذاشتن قوانین مصوب داخلی وآئین نامه های مجلس خبرگان قانون اساسی ، اجازه ی صحبت به بیش ازیک موافق ومخالف رانمی دهد . در بررسی تک تک اصول قانون اساسی ، روال براین بود که دونفربعنوان موافق ودونفربعنوان مخالف صحبت کنند ، اما بهشتی با این توجیه که بحث های خصوصی به قدرکفایت بوده است ، ازبسط مباحث درجلسه ی علنی مجلس جلوگیری می کند . شگفت آورآنکه تنهاکسی که بعنوان موافق این اصل نطق می کند ، کسی جزخودبهشتی نیست . بهشتی بیش ازدوبرابرزمان نطق مقدم مراغه ای به عنوان موافق سخنرانی می کند که اعتراض اعضای دیگرازجمله ی آیت الله طاهری وآیت الله سبحانی وحجتی کرمانی رابرمی انگیزد. اماشایدمهمترین مخالفت راعزت الله سحابی ابرازمی کند : « این اصل یک اصل بسیاراصولی واساسی است وانقلابی در جامعه ی ایران ایجاد خواهد کرد . بنابراین نگذارید که این اصل سرسری بگذرد . درجلسات خصوصی بنده بعنوان مخالف فقط ده دقیقه توانستم صحبت کنم ، درحالیکه دههامطلب دیگرداشتم که فرصت نشد ودرحدودبیست نفروشاید سی نفردردنباله ی حرفهای من جواب دادند وبازجواب داشت ولی به هیچ کدام نوبت نرسید . بنابراین روی این اصل بقدرکافی دراین مجلس خبرگان توضیح داده نشده . شما اگربخواهید بایک قیام وقعودمساله راتمام بکنید ، این درنظرملت ایران مساله ای است که ایجادمسائل ومشکلات خواهد کردوخودجنابعالی (بهشتی) اینجامطالبی فرمودید که این مطالب درآن جلسه گفته نشده بود وجوابش نیزداده نشده بود، همین مطالب شماجواب دارد »
جواب بهشتی به حجتی کرمانی و سحابی این است که بگذارید پیشنهاد کفایت مذاکرات را به رای نمایندگان بگذاریم ( پیشنهادی که با 52 رای ازمجموع 64 نفررای می آورد واین البته چندان عجیب نیست)، اما آیا یک اصل روشن درآئین نامه رامی توان با پیشنهاد کفایت مذاکرات به کناری نهاد . آیا ایم این کار، نوعی تلقین به نمایندگان نیست؟ آیا رئیس جلسه نبایستی موضع مستقل وبیطرفانه نسبت به مطالب مطرحه داشته باشد ؟ ومهم ترآنکه اصراربهشتی برای تصویب سریع این اصل به چه علتی است؟چراچنین سریع و شتابزده ؟!
این شایدپرسشی باشد که بتوان درآینده ازلابلای گفته هاوناگفته هاپاسخی برآن یافت .

Comments