ویکی لیکس، بی اعتنایی آمریکابه جنبش مردم ونقش روشنفکران درآن- بخش اول

ویکی لیکس یکی ازمراجع اصلی اطلاعات درونی ازهیات حاکمه آمریکا درموردایران می باشد.فعالان سیاسی نباید با بهانه هایی نظیرسوء استفاده رژیم ایران ازبرخی داده ها توسط این شبکه اطلاعاتی خودراازآن مرحع بی نیازبااعتبارآنرا به سطج نازلی کاهش دهند.


دولتهای دموکرات وجمهوریخواه آمریکا طی سالهای اخیربااشتباهاتی که مرتکب شده اند موجبات واردآوردن ضربات سهمگینی رابه مبارزات ملت ایران فراهم کرده اند والبته روشنفکرانی نیزکه به نیابت ازمردم ایران با آمریکائیان بعناوین مختلف درارتباط بوده وبرداشتهای شخصی خود یا دلخواه ماموران آمریکایی رابعنوان نظرمردم ایران جازده اند به نوبه خود دراین خسارات سهیم بوده اند.


اطلاعات منتشرشده درویکی لیکس به چندین دسته تقسیم می شود

1- اطلاعات ونظراتی که ازمردم عادی وبهنگام اخذ ویزا یادیگرامورازسوی دفتردوبی آمریکا اخذ شده است. به این نحوجذب اطلاعات درفرهنگ جاسوسی جمع آوری اطلاعات اقشاری گفته می شود

2- اطلاعات ونظراتی که ازنخبگان سیاسی یا اقتصادی واجتماعی یا سایرگروههای تخصصی گرفته شده است

3- اسناد ارسالی ازیک سفارت آمریکا به مرکزکه حاوی ارزیابی اطلاعات دریافتی توسط ماموران زیربط می باشد

4- اسناد ارسالی بین دویا چند سفارت دررابطه با یک موضوع مرتبط باایران


گروهها وسازمان های سیاسی باید بادرک شان نزول یک سند یا موضوع هوشمندانه ازاطلاعات ارائه شده درسایت ویکی لیکس برای آگاهی بخشیدن به مردم فهیم ایران استفاده نمایند هرچند این امربه مذاق کشورهای غربی ودرراس آنها آمریکا، رژیم ایران یاشخصیتهایی که نامشان دراسناد برده می شود خوش نیاید. نکته اساسی دربهره وری ازاین اسناد اینست که دست یافتگان به این اسناد نباید ازآنهادر عملیات تخریبی برعلیه همدیگراستفاده نمایند.هدف اصلی شناختن اشتباهات وجلوگیری ازتکرارآن است.


بعنوان مثال نگارنده هیچ دلخوشی ازآقای اردشیرامیرارجمند بعنوان مشاورموسوی یا سخنگوی شورای کذایی راه سبرامید ندارم ولی همانطوریکه می بینید ازهمین اسناد برای اثبات خیانت دولت آمریکا به جنبش سبزوشخص امیرارجمند استفاده خواهم کرد.


هنوزهفته ای ازافشای برخی اسناد مربوط به مصاحبه دفتردوبی با دکترابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران وتعدادی ازفعالین که برای دریافت ویزای ورود به آمریکا نگذشته است که اسناد جدیدی دررابطه با اردشیرامیرارجمند ازسوی ویکی لیکس منتشرگردید. نگارنده برخلاف عده ای که معتقدند این اسناد قابل رجوع نیستند اتفاقا براین عقیده ام که این اسناد درصورتیکه توسط تحلیلگران حرفه ای سیاسی واطلاعاتی بیطرف (ونه فعالین تازه به دوران رسیده ها!!) مورد بررسی قرارگیرد حاوی اطلاعات بسیارارزشمندی می باشد که همانند چراغی راه آینده جنبش آزادیخواهی مردم ایران راروشن خواهد ساخت.


درهمین اسناد مربوط به آقای امیرارجمند که گزارش مستقیم مسئولین سفارت آمریکا درترکیه باوی وبدون واسطه بوده است

اولا: کاملا مشخص است که هدف اصلی ایشان ورود به خاک آمریکا وشروع فعالیت دراین کشوربوده است واستقراردر فرانسه نه به خاطرتمایل وی بلکه بدلیل برخورداری ازویزای معتبر(بدلیل سابقه تحصیل درآن کشور) واحتمالا قبول ریسک پذیرش وی توسط سرکوزی بوده است که ازهم پیمانان نئومحافظه کاران آمریکا محسوب می شود.

(این امرازاینجامهم است که اخیراعده ای خطاب به وزارت خارجه آمریکا مدعی شده اند که خارج کردن مجاهدین ازلیست سیاه وزارتخارجه به جنبش سبزلطمه واردمی کند درحالیکه عدم قبول پناهندگی وصدورویزا برای اردشیرامیرارجمند با عنایت به دادن بورس به حسین موسویان واستقراروی درپرینستون صدمه بیشتری به جنبش سبزموردنظرآقایان زده است)

ثانیا دولت آمریکا بدلیل اینکه هنوزبراساس استراتژی تبیین شده توسط دنیس راس درپی سازش ومماشات با دولت احمدی نژاد بوده است با پیشنهاد لزوم مراجعه امیرارجمند به سازمان ملل جهت پناهندگی عملا بنحومحترمانه ای وی راازسرخود بازکرده است که البته توهین آمیزبودن این پیشنهاد باتوجه به موقعیت این شخص نزد موسوی نیزبرآگاهان پوشیده نیست.

ثالثا: رهنمودهای آقای امیرارجمند نیزمشابه نظرات ابراهیم یزدی ودیگران همگی ناشی ازانفعال مطلق این باصطلاح روشنفکران ایرانی می باشد که جنبش های اصلاح طلبانه ایران را درمقایسه با بهارعربی به ناکامی کشانده است. امیرارجمند درگفتگوی خود با دیپلماتها (واحتمالا ماموران پوششی سیا) ازآمریکا خواسته است "که ازمبارزه داخلی ایرانیان کناربایستند وبطورآشکارازجنبش حمایت نکنند" ودلیل آنراهم "بهانه رژیم برای سرکوب جنبش" ذکرکرده است

رابعا: یکی دیگرازرهنمودهای اشتباه وی به آمریکائیان "پیش بینی حضوربی سابقه مردم ناراضی وهواداران جنبش سبزدر22 بهمن بوده که سردمداران رژیم راشوکه خواهد کرد" درحالیکه حتی یک بچه دبستانی هم می داند که 22 بهمن ازروزهایی است که نظیر سایر روزها ومراسم های رسمی رژیم دست بالا رابرای نمایش خیابانی طرفداران وعوامل خوددارد.

خامسا: نهایتا آقای امیرارجمند باهمین اظهارات متناقض (عدم لزوم حمایت آشکارازجنبش سیزولی صدورویزا برای مشاوروسخنگوی شورای انتخابی وی!!)خودرالومی دهد وهمین امربهانه به دست مقامات مماشات گرآمریکامی دهد تادرچارچوب اهداف نهایی خود از صدورویزا برای وی خودداری نمایند توجه کنید به استدلال آنها:

" پرسیدیم اگرآرزوی شخصی‌ ایشان درآخررفتن واقامت آمریکا باشد آیا موسوی را درخطرقرارنمی‌دهد؟ که پاسخ داد با توجه به شرایط ایشان آمریکاجای مناسبی برای اقامت ایشان است و" این مهم نیست که من کجا باشم".


حال بگذارید سری به گفتگوی ابراهیم یزدی با دیپلماتها وماموران سیا دردوبی بزنیم وببینیم ایشان چه دسته گلی به آب داده است واصولا چرا بسیاری ازاین اشتباهات شبیه هم هستند؟!

یزدی درجریان دیدارخود با خانم جیلیان برنز(رییس وقت دفترایران دردوبی) ابتدا سیاستهای آمریکا را درقبال ایران غیرشفاف وناقص دانسته ودرمواردی نظیرتحریمها آمریکارامورد انتقاد قرارمیدهد (توجه کنید این ملاقات درفوریه 2008 بوده که هنوزتحریمها اعمال نشده است؟!) وسپس رهنمود می دهد که آمریکا برای تاثیرگذاری بیشتربهتراست بجای تحریمها باایران تجارت کند ظاهرا ایشان فراموش کرده است که دراواخردوره ریاست جمهوری کلینتون که ماه عسل یکطرفه آمریکاباایران آغازشده بود این برادران عسگراولادی بودند که فورا ازطریق شرکت بین المللی حساس (مخفف حبیب الله وصادق عسگراولادی) اقدام به صدورمحصولات خود به آمریکا وواردات برخی دیگرازکالاهای آمریکایی به ایران ازطریق یک کشورواسطه کردند بدون اینکه رهبری ایران ذره ای در مسائل سیاسی به آمریکا امتیازبدهد


وی دربخشی دیگرازسخنان خود درچارچوب سیاستهای رژیم ایران برنامه های صدای آمریکا رانه تنها برعلیه ایران بلکه برعلیه اسلام تلقی کرده ومدعی شده است که آن شبکه اعتبارخودرادرایران ازدست داده است وی همچنین ازآمریکا می خواهد بحای اعمال فشاربر دولت ایران بسته تشویقی پیشنهادی گروه 1+5 رادرمذاکرات خودباایران مدنظرقراردهد باعتقاد وی دولت ایران می بایست این بسته را می پذیرفت واحتمالا نپذیرفتن آن بخاطرنواقصی (لابد بخش های تهدید کننده دربرابر تشویق کنند) درآن بوده است !!

یزدی درعین حال امکان پیشرفت تدریجی اصلاحات رادرایران نفی می کند ومعتقداست که ادامه روند فعلی بدلیل مشکلات ساختاری درنظام سیاسی به انفجارخواهدانجامید.


جالب اینکه وقتی آمریکائیها ازوی می خواهند به نمونه هایی ازپیشنهادات موردنظرخود اشاره کند وی می گوید آمریکا بجای مخالفت باایجاد خط لوله صلح که ایران رابه پاکستان وهند وصل می مند باید ازآن حمایت کند یا تحریمها بجای فشاربردولت ایران به ملت ایران منتقل می شود درحالیکه اکنون که اثرتحریمها باگذشت مدتی مشاهده گردیده مقامات رژیم نظیرفریدون عباسی رییس انرژی اتمی گفته است درصورت لغوتحریمها ایران حاضربه پذیرش پنج ساله نظارت بین المللی برفعالیتهای اتمی خودمی باشد


دکتریزدی به طرف مقابل گفته است لغوتحریم ها وآزادی اقتصادی بیشترایران رابه سوی اصلاحات سیاسی می برد تا تداوم تحریم ها وایزوله کردن ایران.

وی سپس پیش بینی می کند آنچه که رژیم ایران رادچارفروپاشی می کند ضعفهای داخلی است ونه دخالت قدرتهای خارجی وکلیشه وارد مواضع اصلاح طلبان دولتی راتکرارمی کند که دموکراسی کالاهایی وارداتی نیست بلکه باید از طریق بومی به مصنه ظهوربرسد البته ایشان نمی گوید اولا:چطوردیکتاتوری می تواند وارداتی باشد اما دموکراسی نه؟! ثانیا: مگرالان عراق وافغانستان که باقوای خارجی آزادشده اند ازنعمت دموکراسی برخوردارنشده وارسوی رژیم ایران نیزبعنوان دولتهای مستقل شناسایی نشده اند؟ ثالثا: کسی قرارنیست به ایران دموکراسی واردکند ایرانیان خود دموکراسی داشته اند وباانقلاب 57 درصدد بسط آن دربخش سیاسی بوده اند که متاسفانه توسط عده ای آخوند وسردارنظامی وبااتکاء به پول بادآورده نفت وقوای خارجی بالاخص گروه 1+5 ودرراس آنها روسیه وچین ازآنهاسلب گردیده است.


دربخشی دیگریزدی ازرفتاردولت امارات متحده عربی نسبت به خود وازجمله ضبط پاسپورتش به ماموران آمریکا شکایت کرده ولی درنهایت می گوید هدف آنهاازاین امرآگاهی ازنظراتش درمورد تحولات جاری سیاسی درکشوربوده است بعبارتی ماموران عرب هم همان شیوه سفارت آمریکا رااعمال کرده اند که به آن تخلیه اطلاعاتی به ارزانترین روش ودرمقابل صدوریک ویزای ورود به کشور!!


اما جمع بندی خانم جلیان برنزازدودیدارجالبترازهمه چیزاست اول اینکه نهایتا ایشان یزدی را بدلیل ردصلاحیت وی در انتخابات خرداد 84 یک فرد غیرموثردرصحنه سیاسی ایران ارزیابی می کند ونظرات وی راتنها درحد گزارش به بالا ونه بیشتربه دلیل نقش وی درشکل گیری نظام ونگاه ازدرون به سیستم ذکرمی کند.


خانم برنزمعتقد است که نظرات (منفی) یزدی می تواند ناشی ازبروزمشکلاتی باشد که وی درراه اخذ ویزا متحمل شده است ولی در خصوص عقیده وی نسبت به نقض تحریمها واثرآن بر فرهنگ سیاسی ایرانیان این امررابابرخی دیگرازایرانیان مشترک می داند والبته تاکید می کند که این ایرانیان عمدتا ازبخش خصوصی می باشند (یعنی به مناقع خودشان فکرمی کنند)

Comments