پشت صحنه سناریوی بمب های سنگرشکن


چندروزی است که داستان تجهیزنیروی هوایی آمریکا وهواپیماهای استراتژیک بمب افکن آن به بمب های جدید سنگرشکن متناسب با عمق سایت غنی سازی بتونی مخفی شده درزیرکوههای فرودوقم نقل رسانه ها گردیده است. درهمان حال نیزکارشناسان تسلیحاتی نظرمی دهند که این بمب ها توان نابودی کامل تاسیسات فوق راکه درعمق 60 متری زمین وبالایه های متفاوتی ازبتونهای مسلح پوشیده شده است ندارند.


درفوریه 1991 که آمریکا حمله به نیروهای عراقی اشغال کننده کویت راتحت عنوان "توفان صحرا" آغازکرد هیچکس تصورنمی کرد که نیروهای آمریکایی درمقابل ارتش پرتعداد اماکم مجهزعراق مجبوربه استفاده ازگلوله های اتمی بشود. این مهمات که به سلاحهای باغنی سازی اندک Depleted Uranium (DU) مشهوربوده وقابلیت شلیک توسط توپخانه 155 میلیمتری راداشتند باهدف نابودی دسته های تانک یا توپخانه بالاخص درخاک عراق ونزدیک مرزکویت مورداستفاده قرارگرفته وبا شلیک هرگلوله مجموعه ای باندازه یک زمین فوتبال تبدیل به پودرمی شد. دراصطلاحات نظامی به این سلاحها یامهمات Battlefield/Tactical Nuclear Weapon گفته می شود که البته بدلیل ممنوع بودن استفاده ازآنها توسط سازمان ملل به تدریج درحال خارج شدن ازسیستم های نظامی می باشند.


نگارنده درجریان جنگ اول خلیج فارس این توفیق راداشتم که اولین نفری باشم که بطوراتفاقی ازاستفاده نیروهای آمریکایی ازاین مهمات باخبرشدم ووقتی جریان رابه فرماندهان ارشد گزارش دادم همگی آنها باضافه رهبران سیاسی کشور بکارگیری سلاحهای فوق را باتوجه به حساسیت جهانی وعدم ادعای رژیم و ارتش عراق غیرممکن دانسته وانکارنمودند البته سالهابعد وقتی اتحادیه کهنه سربازان آمریکا "سندرم جنگ خلیج" رابرگزاروازدولت آمریکا درخواست خسارات برای بیماران ناشی ازاستنشاق یا تماس باموادرادیواکتیوبجای مانده راکردند همان فرماندهان اعتراف کردند که نظریه وارزیابی بنده درست بوده است ونهایتا نیزمعلوم شد که نیروهای مهاجم نه فقط درگلوله های تانک بلکه در700 موشک کروز تام هاوک شلیک شده ازعرشه ناوهای جنگی درمدیترانه ودریای عرب نیزازمهمات فوق تامرز320 تن استفاده کرده اند.


همه این مقدمات ذکرشد تابه بحث اصلی برسیم ازنظرنگارنده مانورهایی که بروی مهمات سنگرشکن تحویل شده به ارتش اسرائیل موسوم به GBU 28 ویا اخیرا سفارش نوع فوق سنگین آن به وزن 30000 پوند به تعداد 20 عدد به یکی ازشرکتهای تابعه بویینگ ازسوی پنتاگون موسوم به ) Massive Ordnance Penetrator MOP(می شود بیش ازاینکه دارای یک کاربرد عملیاتی باشد یک کاربرد روانی وحقوقی دررابطه باحمله به سایت های اتمی ایران دارد.


کارشناسان تسلیحاتی به خوبی به امکان عدم کارآیی این بمبها باتوجه به ضعف اطلاعاتی خود ازابعاد و محاسبات واقعی استحکامات زیرزمینی ایران واقفند آنها قطعا بااستفاده ازفرکانس های مختلف درماهواره های تجسسی واطلاعات بازرسان اتمی که بالاخص سایت فرودوی قم رابازدید کرده اند بطورنسبی به مهندسی سازه وبتونی آن تاسیسات پی برده اند اما هنوزامکان محاسبه دقیق آنرا نداشته وعدم موفقیت کامل درانهدام آن می تواند پیامدهای ناگواری رابرای آنان درصورت اقدام به حمله دربرداشته باشد بهمین دلیل بطورقطع باید درانهدام این سایت ازمهمات ممنوعه یاهمان بمب های هدایت شونده با اورانیوم کمترغنی شده استفاده نمایندو لذا سناریوی تلاش جهت استفاده ازبمب های فوق سنگین وسلاحهای متعارف یک تاکتیک برای توجیه افکارعمومی دربکارگیری حداکثرخویشتنداری ازسوی نیروی حمله کننده درعدم تمایل به استفاده ازمهمات اتمی می باشد.


دلایل تاکتیکی دیگردراستفاده ازمهمات اتمی درنابودی سایت فرودوی قم عدم امکان مانورمناسب هواپیمای بمب افکن درفضای ایران می باشد این درست است که هدایت بمبهای فوق پس ازپرتاب توسط ماهواره صورت می گیرد ولی رساندن این بمب ها وبه تعداد مناسب به نقطه رهایی خود مشکل عمده ای راایجاد وتنها راه آن ازبین بردن کامل سیستم پدافندی ورادارهای ایران درمناطق مرکزی وغرب ایران می باشد لذا اینکه طراحان حمله به تاسیسات فوق باقبول ریسک کمتراستفاده ازمهمات اتمی (که وزن بسیارکمتری را دربمب طلب کرده وهواپیمای مهاجم رادرموقعیت بسیاربهتری قرارمی دهد) رامدنظرقراربدهند بسیارمنطقی بنظرمی رسد بالاخص اینکه سایت فوق دروسط بیابان موسوم به دریاچه نمک قم قرارداشته وشاید هیچگونه ضایعاتی رادرصورت مساعد بودن اوضاع جوی متوجه اطراف ننماید.


لذا به نظراینجانب داستان سفارش 20 بمب فوق سنگین سنگرشکن بااشاره تلویحی به کاربرد برعلیه ایران وکره شمالی صرفا یک مانور تبلیغی وروانی بوده وازنظرعملیاتی (حداقل برای انهدام سایت فرودوی قم) فاقد پشتوانه می باشد.

Comments